جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2028
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
در ادبيات او نمونههايى ظاهر مىسازد ، به همين ترتيب نيز همواره دوستى و محبت او را به خود جلب مىكند ، بهطورى كه هرگاه بخواهد از بستگان خود ياد كند ، آنها را در محيط همان زمين به ياد مىآورد ، و هرگاه بخواهد به ياد خاطرات دوران كودكى خود بيفتد ، بايد به ياد مكانهاى بازى و مناظر آن بيفتد ، هرگاه به ياد نغمهاى بيفتد ، آن نغمه را از ساز آن زمين مىشنود و هرگاه به ياد حركتى از حركات طبيعى و مردم بيفتد ، آن زمين جايگاه و ميدان آن حركت است . همه ما وقتى كه به ياد نام گياهان و گلها و درختان و تپهها و واديها و مرغزارها و حيوانات و پرندگان و صخرهها و رودهايى كه در سرزمين خود ديدهايم مىافتيم ، نوعى وجد روحى شديد و لذتبخش احساس مىكنيم . گاهى اين وجد بر سيماى انسان ، سايههايى از خاطرات شيرين مىافكند ، و در پشت اين چهره ، انديشهها و عواطف پنهان شده است . گاهى هم سايههايى از خاطرات تلخ در مقابل او قرار مىگيرد و سيل اشك وى را جارى مىسازد ؛ در هر دو حالت ، اين وجد روحى ، لذتبخش است . در شعر عرب ، نمونههاى جالب و فراوانى وجود داردكه منبع آن همين عاطفه سالم انسانى است ، يعنى عاطفه وابستگى انسان به سرزمينى كه در آن با صحنههاى روشن طبيعت روبرو شده ، و محل بازى گذشته و مرتع و مرغزار امروز اوست . در اشعار عربى و ادبيات ملتهاى ديگر نيز چنين نمونههايى وجود دارد كه پيوند عميق انسان را از طريق زمينى كه نسلهاى پيش در آن كوششهاى فراوان كردهاند ، به پدران و نياكان ثابت مىكند . در اشعار « امرءالقيس » دلايل آشكارى وجود دارد كه وابستگى انسان عصر جاهليّت را به زمينى كه در آن